|
وحتی اگرخفه ام کنند...
|
||
|
سازش نخواهم کرد و ایمانم راقربانی مصلحت نمی کنم |

پادکست گزارش تجمعات و آکسیون های ۸مارس روز جهانی زن در سال ۸۵ به همت رفقای دانشجو تهیه شده است و می توانید آن را گوش کنید. این برنامه رادیویی اینترنتی را به تمام زنان مبارز و تمامی انسان های آزادی خواه و برابری طلب تقدیم می کنم.
.jpg)

آزادی برابری
به مناسبت ۸مارس روز جهانی زن
ودر اعتراض به تمامی نمود های تبعیض جنسیتی در جامعه
تجمع
در برابر دانشکده حقوق و علوم سیاسی پردیس دانشگاه تهران
زمان:سه شنبه ۱۵ اسفند ساعت ۱۲ ظهر

به مناسبت روز جهانی زن بنا به اعلام قبلی دانشجویان ددانشگاه شریف دست به تجمع به منظور گرامی داشت روز جهانی زن و پاس داشت آزادی و برابری زدند.

در ابتدای مراسم که در جلوی بوفه مرکزی دانشگاه شریف در راس ساعت ۱۲:۳۰ دقیقه آغاز شد دانشجویان با پخش سرود "ای زن ای حضور زندگی" و سرود یاردبستانی" همچنان که پلاکارد هایی که به همین منظور تهیه دیده بودند را بالا برده بودند این سرود ها را خواندند. بر روی پلاکارد های شعار های از قبیل:" آزادی و برابری" "رهایی زنان رهایی جامعه است" " زنان قربانیان اصلی جنگ فقر خشونت هستند" " لغو تبعیض جنسیتی" "برابری کامل و بی قید و شرط زن و مرد" "جنبش دانشجویی متحد جنبش زنان و جنبش کارگری" به چشم می خورد.

جمعیت لحظه به لحظه افزوده می شد. تعداد شرکت کنندگان بیش از ۴۰۰ نفر بود. در این میان یکی از دانشجویان به اعلام برنامه پرداخت و گفت که این تجمع به هیچ تشکل سیاسی خاصی نظیر انجمن اسلامی یا بسیج تعلق ندارد و به وسیله دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب سازماندهی شده و از تمامی دانشجویانی که به برابری و آزادی انسان ها اعتقاد دارند دعوت کرد که به این تجمع بیوندند و در سخنانی تاریخچه ی کوتاهی از روز جهانی زن را برای حضار تشریح کرد.
سپس یکی از دختران دانشجو مقاله ای را در مورد مسئله زنان و جنبش برابری طلبانه و آزادی خواهانه زنان و لزوم پیوند خوردن و اتحاد بین جنبش های اجتماعی دیگر با جنبش زنان قرائت کرد و در این میان به مبارزات کارگران، معلمان و دانشجویان نیز که دوشادوش زنان برای ساختن یک جامعه ی آزاد و برابر تلاش می کنند اشاره کرد.

بعد از ایشان یکی دیگر از دانشجویان در سخنان خویش با اشاره به خطر جنگ افروزی در جامعه ما گفت که اولین قربانیان جنگ .و خشونت زنان هستند و باید در مقابل این جنگ افروزی که موجب از بین رفتن بنیان های جامعه می شوند ایستاد و جنبش زنان در صف اول آن قرار دارد.
در ادامه برنامه با وجود اعمال فشار شدید حراست و نیروی های امنیتی دانشجویان بر ادامه برنامه تاکید ورزیدند و هر لحظه به تعداد افراد شرکت کننده در مراسم افزوده می شد و صفوف دانشجویان مستحکم تر می گردید.

در این میان یک عده معدود با بالا بردن دست نوشته هایی که بر کاغذ های پاره نوشته شده بود و برابری جنسیتی را به سخره می گرفت سعی کردند که ضعف نیروی های امنیتی و حراست در کنترل تجمع و برهم زدن آن را به شکل کمیک جبران کنند که در ابتدا با مخالفت شدید تمامی دانشجوبیان مواجه شدند. در ادامه نیز یکی از سخنرانان با خطاب قرار دادن آنان، از آنان دعوت کرد اگر حرفی در مخالفت با برابری زن و مرد دارند بیایند و بزنند و شجاعت بیان داشته باشند و در ادامه هم از دیگر دانشجویان از جمع حاضر درخواست کرد که با فاصله گرفتن از این دو و سه نفر آنان را ایزوله کنند و به اقدامات اخلال برانگیز آنان بها ندهند.
سپس یکی از دانشجویان در سخنانی خبر تجمع و اتفاقات روزهای گذشته در دیگر دانشگاه ها و تجمعات و اعتراضات دیگر در جامعه را بیان کرد و بر لزوم اتحاد بین فعالین دانشجویی و زنان و کارگری و معلمان در تمامی دانشگاه ها و جامعه تاکید کرد و این جمله را که که اگر قطار هسته ای آقایان ترمز و دنده عقب ندارد مطمئن باشند که قطار دانشگاه و جامعه ترمز و دنده عقب ندارد را بیان کرد و در ادامه گفت آقایان مرتجع باید بدانند که نمی توانند جامعه را به عقب و روز های سیاه دهه ۶۰ بازگردانند.

در ادامه باردیگر به وسیله ی نیروی های حراست و امنیتی ـ اطلاعاتی تلاش شد که تریبون دانشجویان گرفته شود و تجمع بر هم بخورد که با مقاومت دانشجویان آنان در این اقدام ناموفق بودند و دانشجویان با صدای بلند به " هوووو" کردن آنان پرداختند.
در انتها دانشجویان با صدور بیانیه ای بر لزوم برابری کامل و بی قید و شرط زن با مرد در جامعه و رفع هرگونه تبعیض جنسیتی و لغو تمامی ستم های جنسیتی در جامعه و ضمن گرامی داشت ۱۵۰ سال مبارزه زنان برای رسیدن به یک جامعه آزاد و برابر و پاسداشت روز 8 مارس روز جهانی زن تجمع خود را به پایان رساندند.

چه كسي چپ است!!؟چه كسي چپول!!؟
انتخابات و تحليل هاي عجيب و غريب آقايان اصلاح طلب !!!
انتخابات 24 آذر ماه روزي سرنوشت ساز براي همه گروههاي سياسي، چه گروههاي حاكم و چه گروههاي خارج از حكومت بود. از سويي دولت مهرورز اولين برگزاري انتخابات را تجربه مي كرد و اين در حالي بود كه با بروز اختلاف نظر ميان طيف گسترده حاميان دولت، تنها يك ليست خود را حاميان رئيس جمهور مي ناميدند و از سويي ديگر تمام گروههاي دوم خردادي و اصلاح طلب با هم متحد شده بودند تا بعد از سه شكست متوالي در انتخابات هاي اخير مقبوليت خود را به راي مردم بگذارند. اصلاح طلبان با توجه به تفرق در جناح مقابل و اتحاد در جناح خودي اين گونه تحليل مي كردند كه « تنها يك مانع در سر راه خود داريم و آن هم عدم شركت گسترده مردم» و با اين تحليل بدون انجام تبليغ گسترده براي ائتلاف و برنامه هاي مديريتي خود، تمام تلاش خود را معطوف به تشويق مردم براي شركت در انتخابات كردند. جالب اين جاست كه اين تحليل عجيب و غريب در شرايطي ارائه مي شد كه در انتخابات رياست جمهوري در حالي شكست خوردند كه مشاركت مردم چندان پايين هم نبود.
به هر حال دوستان اصلاح طلب با اين اوصاف وارد صحنه انتخابات شدند و تصور مي كردند كه اگر مشاركت مردم در شهري مثل تهران بيش از نصف ميانگين كل كشور باشد قطعآ ائتلاف شان پيروز قاطع عرصه انتخابات خواهد بود. اما چنين نشد.
در حالي كه كل آراي ماخوذه در تهران بيش از يك ميليون و ششصد هزار برگه بود تنها چهار نفر از كانديداهاي اصلاح طلب توانستند به گروه 15 نفره شوراي شهر راه پيدا كنند و جالب اين جاست كه نفراول از اين 4 نفر كسي نبود جز هادي ساعي دارنده مدال هاي مختلف ورزشي درجهان و يكي از محبوب ترين ورزش كاران كشور كه كمتر از يك چهارم آراي ماخوذه را به نام خود ثبت كرده بود .
شكست اصلاح طلبان به همين جا ختم نشد. اصلاح طلبان با گذشت چند ساعت از شروع شمارش آرا ادعاي ناسالم بودن انتخابات را مطرح كردند و حتي مدعي شمارش نادرست آرا شدند ( البته از دولتي كه خود با توسل به بي اخلاقي ها و تخلف هاي انتخاباتي به قدرت رسيده است، انجام از اين دست اقدامات بعيد نيست) اما نكته جالب اين جاست كه مدعيان غير سالم بودن انتخابات وتقلب در شمارش آرا تنها به حرافي هاي مكرر اكتفا كردند و ديگر هيچ. آقاياني كه مي خواستند مدافع و حامي حقوق مردم باشند حتي از حق خودشان هم نتوانستند دفاع كنند!!!
به راستي اصلاح طلبان به دنبال چه مي گردند؟ بعد از گذشت 9 سال از دوم خرداد هچنان در حال و هواي انتخابات رياست جمهوري 76 و پيروزي به ياد ماندني خاتمي سير مي كنند و گويي هنوز از آن واقعه چنان سرمست و خشنودند كه حتي نمي توانند از فضاي جامعه خود يك تحليل ساده اما درست داشته باشند و سرانجام اين مي شود كه مفتضحانه در مقابل دولت عوام فريب و حاميان آن شكست مي خورند و حتي نمي توانند از حق خود دفاع كنند.
بعد از گذشت 9 سال از خرداد 76 خالي از لطف نيست اگر بار ديگر 20 ميليون راي خاتمي را مرور كنيم. بخش عظيمي از حاميان خاتمي را توده مردم يعني كساني كه زير فشارهاي اقتصادي دوران سازندگي به سختي زندگي خود را مي گذراندند، تشكيل مي دادند. مردم ديگر توان تحمل 8 سال توسعه ناعادلانه اقتصادي را نداشتند. بنابراين اكثر قريب به اتفاق آن ها به خاتمي كه فكر مي كردند با شعار توسعه فرهنگي و توسعه سياسي مخالف سياست هاي ناعادلانه سردار سازندگي است اعتماد كردند و او را به رياست دولت هفتم برگزيدند. گرچه خاتمي ادامه دهنده سياست هاي نابه هنجار اقتصادي دولت گذشته نبود اما گويي فراموش كرد كه چرا توده عظيم مردم به او راي دادند. مردم نان مي خواستند نه توسعه فرهنگي. مردم زندگي بهتر و راحت تر مي خواستند نه تماشاي تئاتر با بهاي كمتر.... اصلاح طلبان گويي هنوز نفهميده اند كه در جامعه اي كه ۷۰% مردم آن زير خط فقر زندگي مي كنند شعارهاي فرهنگي كه آن هم اكثرا شامل همان ۳۰% بالاي خط فقر مي شود راه به جايي نمي برد و تازه اگر هم بفهمند خصلت آهستگي ليبرالي سراغشان مي آيد و قدم هايشان متقارب مي شود و كمي بعد مي ايستند. البته مشكل در گروههاي اصلاح طلب از اين هم بيشتر است و هنوز هم نمي دانند در كجاي كار قرار دارند. اپوزيسيون، اصلاحات چي، عامل حكومت و... بعد از هفت سال ترجيح مي دهند محافظه كارانه در مورد وقايعي مانند 18 تير يا قتل هاي زنجيره اي صحبت كنند. خاتمي كه روزگاري پيشتاز جنبش اصلاحات محسوب مي شد امروز با بيان اين مطالب كه « ممكن است در انتخابات تخلفاتي صورت گيرد كه به دليل سيستم انتخاباتي ما امري اجتناب ناپذير است » بيش از پيش خصلت محافظه كاري خود را عيان مي سازد. اقاياني كه ترجيح مي دهند اكنون محافظه كارانه در برابر همه چيز نهايتآ به حرف زدن هاي مكرر بسنده كنند حقشان همان است كه در آراي مردم جايي نداشته باشند و همان معدود راي شان هم پايمال شود.
سرانجام جنبش اصلاحات(بر خاسته از نظریات دوم خردادی) اين شد كه سوم تير فرا رسيد و دولتي با « شعار نفت سر سفره مردم» و ادعاي « از بين بردن مافياي نفتي» ( كه البته هيچ كس نفهميد اين مافياي نفتي كجا بود و كي از بين رفت و نفت سر سفره مردم رفت يا دولت سر سفره نفت مردم) توانست مردم را با خود همراه كند و زمام كار را به دست بگيرد اما قطعآ همواره اوضاع اين گونه نخواهد بود كه اصولگرايان بتوانند با عوام فريبي و سر دادن شعارهاي عامه پسند و بي اخلاقي هاي انتخاباتي، از ضعف اصلاح طلبان و فقدان گروه هاي سياسي مستقل و قوي، استفاده کنند و از صندوق راي پيروز بيرون بيايند و برنده كودتاهاي خاموش و بدون سر و صدا باشند. روزي همين صندوق هاي راي تابوت اقتدار گرايي و تماميت خواهي خواهد شد.
به هر حال اگر چه 24 آذر روزي برجسته در سرنوشت ايران مي نمود اما روزي بود مثل بسیاری از روزهايي كه به تاريخ ايران گذشته است و فقط يك پيام از آن به گوش مي رسد:
خاتمي رفت، اصلاحات مرد
|
|